یعنی -0-
وزغها چه غناعت پیشه اند
از تمام لذت زندگی
تنها به شیرینی بلعیدن مگسی بسنده کرده اند
شعر و داستان
وزغها چه غناعت پیشه اند
از تمام لذت زندگی
تنها به شیرینی بلعیدن مگسی بسنده کرده اند
آی ....
ماه دور زمین
زمین دور خورشید
خورشید دور نمی دانم چه!
آی آی ...
این همه دورت بگردم برای چه؟
خلایق فلاسفه در گور خفته اند
آی آی آی...
این همه فلسفه بافی برای چه؟
جهان رو به انحطاط می رود
آی آی آی آی ی....دندان عقلم درد می کند
کاش میفهمیدم
معنای آفتابگردانی را
که در ضخامت شب قطبی یک چاه رو ئیده است
کاش میفهمیدم .
من فقط یه گاوم که از استیصال مغز حرف می زنه
باز باران
باز باران با ترانه
باز باران با ترانه آمد و شهرمان کثیفتر شد
باز باران
باز باران با ترانه
باز باران با ترانه آمد و شهرمان کثیفتر شد
قرارمان باشد
از روشنایی پر ننگ سطح
به تاریکی غفیف اعماق
از سرزمین شاخه های سخت دور از هم
به آنجا که ریشه ها به یکدیگر می رسند
![]()
بر این گلدان تشنه
آنچنان از آب سخن مگوی
که بخیسانیم از عرق شرمساریم